هجوم كوچي ها در بهسود؛
آيا بحران ديگري در راه است؟!
هادی صادقی
غائله کوچی ها که به خاطر عدم جدیت و قاطعیت دولت در خصوص حل این معضله، هم چنان به مثابه آتش زیر خاکستر مدفون مانده بود، اینک جرقه زده و زندگی هزاران انسان محروم و بی گناه را دستخوش ناآرامي و پریشانی نموده است. شب گذشته صدها شبه نظامی بنام کوچی در مناطق مختلف ولسوالی بهسود ولایت میدان وردک یورش برده و صدها خانه را به آتش کشیده و هزاران خوانواده را مهاجر نموده است. طبق گزارش های رسيده از محل به روزنامه سروش ملت، شبه نظامیان کوچی مناطق دایمرداد و تیزک را کاملا در کنترل خود در آورده، تمامی خانه ها و مزارع مردم را آتش زده و مردم این مناطق را آواره کرده است. براساس این گزارش، تاکنون (بعد از ظهر دیروز) یک نفر از مردم محل کشته شده است. گفته می شود ظاهرا اردوی ملی در برخی مناطق مستقر شده و میان دو طرف حایل شده است.
معضل کوچی گری که به عنوان یک مساله ملی افغانستان همیشه در راستای تحکیم وحدت ملی افغانستان اصطکاک خلق کرده است و هر از چند گاهی با عث خلق حوادث تلخ و بحران های ناگوار در مناطق مختلف افغانستان گردیده، تاکنون از سوی دولت و جامعه جهانی بصورت اساسی و بنیادین حل نگردیده و هرباری که شعله های ویرانگر آن فواره زده است، دولت افغانستان و جامعه جهانی از این مساله بصورت گذرا عبور نموده و چشم خودرا بر دود آتش بحران و گوش خودرا برصدای مظلومانه قربانیان این ماجرا بسته اند. دو سال پیش با هجوم وحشیانه شبه نظامیان بنام کوچی در ولسوالی بهسود وبرخی مناطق دیگر ولایت میدان وردک، باعث کشته و زخمی شدن ده ها تن، سوختاندن مزارع و خانه ها و آوارگی هزاران خوانواده گردید، اما متاسفانه دولت افغانستان و جامعه جهانی در خصوص حل بنیادی این معضل اقدام جدی ننموده و این غائله را بصورت سطحی و ظاهری آن پایان دادند. با وجود اینکه واکنش گسترده مردم، موج عظیم و طوفنده ای ایجاد کرده بود و انتظار می رفت که دولت افغانستان و جامعه جهانی با احساس مسئولیت بصورت بنیادین و دایمی براین معضل ملی خاتمه دهد، اما متاسفانه دولت و جامعه جهانی با برخی اقدامات عوام فریبانه با روکش مصلحت از حل بنيادين آن طفره رفتند. باید گفت که مساله کوچی گری نه به عنوان مشکل هزاره ها با کوچی ها، بلکه یک معضل ملی بوده که نه تنها امنیت و ثبات مناطق مرکزی و هزارجات را تهدید می نماید، بلکه هر از چندگاهی با خلق فجايع و بحران ها در مناطق مختلف افغانستان، روند ملت شدن و تامين دموكراسي در افغانستان را به چالش كشيده و پايه هاي نظم شكننده موجود را لرزان و آسيب مي رساند. بايد گفت كه مردم افغانستان به اندازه كافي از اختلافات قومي و منطقه اي، جنگ هاي داخلي و تخاصمات ويرانگر حزبي و قومي رنج ديده و اينك ثبات نسبي و بناي هرچند متزلزل و شكننده وحدت ملي، بزرگترين نعمت براي مردم افغانستان بوده وهيچ افغاني دوست ندارد اين ساختار و نظم كنوني فروريخته و شكاف قومي دوباره دهان گشوده و نظم نيم بند كنوني را دوباره ببلعد. بنابراين دولت و مردم افغانستان و جامعه جهاني تلاش نمايد تا هر آن عاملي كه به تنش هاي قومي و شكاف هاي ساختاري افغانستان دامن مي زند و بناي نيم بند وحدت ملي را تهديد مي كند، مهار كرده و اجازه ندهد تا شكاف هاي نهفته قومي دوباه دهان گشوده و ثبات كنوني و نظم موجود را ببلعد. بدون ترديد معضل كوچي به ثبات كنوني و وحدت ملي افغانستان آسيب رسانده و بر حكومت و جامعه جهاني است تا هرچه عاجل تر براي حل بنيادين و اساسي آن اقدام نموده و بيشتر ازاين اجازه ندهند تا شكاف هاي قومي دوباره دهن بازكرده و وحدت ملي را از بين ببرد و جبهه جديد جنگ در مناطق امن و مطمئن كشور گشوده شده و كشور بيشتر از اين دستخوش ناآرامي و بي ثباتي گردد.